گزارشی از یک تابلوی نقاشی ناشیانه
کد خبر: ۳۵۴۶۵۶
تاریخ انتشار: ۱۵ دی ۱۳۹۵ - ۰۸:۰۴ 04 January 2017
جمله معروف «تافته جدابافته» را کمتر کسی است که نشنیده باشد اما خیلی ها «تافته های جدابافته» را ندیده اند. این اصطلاح اصولا وقتی به کار می رود که قرار باشد شخصی از دیگران متمایز شود و آن جاست که می گویند فلانی تافته جدا بافته است یعنی هیچ چیزش با دیگران همخوانی ندارد.
اما گاهی هم می شود از این جمله در موارد دیگری هم استفاده کرد؛ مثلاً وقتی که به خیابان شهید محمد محدثی یا محله معروف به طاهرغلام در مرکز استان می روی و می بینی که آن جا تافته جدا بافته است و با دیگر قسمت های شهر، تفاوت دارد، تفاوت هایی که در نوع خودش بی نظیر است!
تابلوی نقاشی ناشیانه
برای رفتن به محله طاهرغلام باید مسیر خروجی شهر به سمت شیروان را در پیش بگیری و از میدان امام رضا(ع) بگذری، کمی آن سوتر از میدان، تابلویی به سمت خیابان شهید محمد محدثی به چشم می خورد. به این محله که می‌رسی، گویی با یک تابلوی نقاشی ناشیانه مواجه می شوی، محله ای که با نگاهی گذرا به در و دیوار خانه هایش و شیوه نامگذاری اش، متوجه اولین تفاوت هایش با دیگر محله ها می شوی.
در اینجا، یعنی خیابان شهید محمد محدثی، شیوه نامگذاری کوچه ها تفاوت دارد و به جای این که شماره ها از یک آغاز شود و به سمت جلو پیش برود، در اول خیابان، کوچه هایی را می بینی که عددهای بالاتری دارد!
زمین های رها شده ای که تقریبا یکی درمیان و یا به فاصله هر چند خانه در بین آن ها قرار دارد و خانه های بدون پلاک، در کوچه پس کوچه های این خیابان خودنمایی می کند و اگر بخواهی آدرس پستی به کسی بدهی مثلاً باید بگویی خیابان شهید محمد محدثی، کوچه دهم، سمت راست، ساختمان سوم بعد از زمین خالصه اول!
حداقل ها هم وجود ندارد
در این محله، مردم از حداقل امکانات بهداشتی، آموزشی و حتی شهری محروم هستند و در این جا از زرق و برق ها و حداقل امکانات شهری هم خبری نیست. همان قدر که تعدد و تنوع اصناف در خیابان چمران کلافه کننده بود و چهره خیابان را زشت کرده بود، اینجا نبود اصناف مختلف، حتی ضروری ترین ها،  ناراحت کننده است.
این محله آن قدر از نداشتن ها و کمبودها غنی است که می مانیم از کدام یک بپرسیم و بنویسیم؛ خسته و دلسرد بودن مردم این محل از بیان دردهای شان موجب شده است تا دیگر به بیان آن ها تمایل نداشته باشند و با بیان این جمله که «هرچه می گوییم حکم آب در هاون کوبیدن را دارد» و این که «اینجا اصلا وضع ندارد»، نشانی منزل به قول خودشان ریش سفید محله را می دهند که با او هم صحبت‌ شویم. انتهای خیابان، کوچه شهید محدثی چهارم، روبه روی مسجد، خانه سوم!قبل از این که حاج «بختیار مجرد» را ببینیم و با او هم کلام شویم، با  بانویی مواجه می شویم که انجام کاری را از حاج بختیار خواسته و منتظر است تا او را ببیند و بداند برایش چه کرده است.
مدرسه مختلط و کلاس های چند پایه
«حسینی» که گویا درگیر بیماری یکی از اعضای خانواده اش است (این را از حرف های شان با حاج بختیار متوجه می شوم)، از نبود مرکز بهداشتی، درمانی و داروخانه در این محله و فاصله زیاد تا نزدیک ترین مرکز درمانی و داروخانه شهر گلایه می کند و به گفته خودش وقت و بی وقت و شب و نیمه شب مجبور هستند به راننده تاکسی تلفنی التماس کنند تا به این محله بیاید و بیمارشان را به درمانگاه ببرد و یا این که از همسایه خواهش کنند که این کار را انجام دهد.
او به مشکل چند پایه بودن مدارس و همکلاس بودن دانش آموزان پایه اول و سوم و نیز ششم و چهارم و به این که اصلاً این مدارس مختلط هم هست و دانش آموزان دختر و پسر این محله با هم پشت یک میز می نشینند اشاره می کند.«حسینی» تردد نکردن تاکسی های عمومی به این محله را هم مورد توجه قرار می دهد و می گوید: تاکسی های عمومی زرد فقط تا میدان آزادگان می آیند و می روند و از آن به بعد را یا باید پیاده تا خیابان خود بیاییم و برویم و یا این که تاکسی دربستی بگیریم.
صحبت های «حسینی» که به اینجا می رسد، حاج «بختیار» که قبلا با راهنمایی اهال محل با زدن به شیشه پنجره خانه شان از او خواهش کرده ایم مقابل در بیاید، به جمع ما اضافه می شود و بعد از سلامی با ما، ابتدا در مورد خواسته قبلی خانم «حسینی» با او صحبت می کند و سپس سفره دلش در رابطه با مشکلات و معضلات محله شان و پیگیری های بدون نتیجه  برای برطرف شدن این مشکلات را برای ما باز می کند.
او هم به مختلط و چند پایه بودن تنها مدرسه این محل اشاره می کند و از نبود مدرسه مقطع راهنمایی و متوسطه و این که بیش از صد دانش آموز راهنمایی و متوسطه این محله برای ادامه تحصیل به مدارس داخل شهر می روند و مشکلاتی که از این قِبل برای آن ها و خانواده های شان پیش می آید سخن می گوید.
جاده حادثه ساز
وقتی از تردد نکردن تاکسی و معطلی های بیش از 40، 50 دقیقه ای برای رسیدن اتوبوس خط واحد صحبت می کند، همسرش از فرصت استفاده می کند و به مشکل عبور از جاده برای رفتن به داخل شهر و نیاز به نصب پل عابر پیاده که او البته اصطلاح پل هوایی را به کار می برد، اشاره می کند و می گوید: با توجه به این که این محله در مسیر جاده اصلی به سمت مشهد قرار دارد، اهالی مجبور هستند برای رفتن به داخل شهر از خیابان اصلی رد شوند و چون اینجا پل عابر پیاده وجود ندارد و از طرفی هم سرعت خودروها بالاست، حوادث بسیاری در اینجا اتفاق می افتد.حاج «بختیار مجرد» بلافاصله رشته کلام را در دست می گیرد و در تکمیل صحبت های همسرش بیان می کند: در دوره های مختلف شورای شهر، اعضا و رئیس شورا را به اینجا آورده ایم و موقعیت منطقه را نشان داده ایم و آخرین مرتبه رئیس دوره قبل شورای شهر پس از بازدید از محل قول داد کارهای لازم را برای نصب پل عابر پیاده در اینجا انجام دهد اما دیگر خبری نشد و هر مرتبه هم که پیگیری کرده ایم فقط گفته اند می آییم و درست می کنیم اما نیامدند که نیامدند.
وی به این موضوع هم اشاره می کند که شهرداری 5 هزار هکتار زمین از یکی از اهالی محل گرفت تا در اینجا فضای سبز ایجاد کند و برای بازی بچه ها تاب و سرسره بگذارد اما این حرف هم در حد وعده باقی ماند و نه از فضای سبز خبری است و نه از تاب و سرسره.
نامگذاری برعکس کوچه ها، دیگر موضوعی است که «مجرد» به آن اشاره می کند و می گوید: هنگامی که برای نصب تابلوهای کوچه ها آمدند، گفتیم که دارند برعکس تابلوها را نصب می کنند و شماره گذاری تابلوها باید از ابتدا به انتها باشد اما آن ها تابلوها را بر اساس شماره ها و از  انتها به ابتدا نصب کردند و گفتند به ما گفته شده است که این‌گونه شماره گذاری کنیم.
«علیفر» که بعد از خطاب قرار گرفتن از سوی «مجرد» متوجه فامیلی اش می شویم، هم به خواسته ریش سفید محل به ما می پیوندد تا در بیان مشکلات محل حاج بختیار را یاری کند.
اراضی دردسرساز
زمین های رها شده واقع در محل موضوعی است که «علیفر» به آن اشاره می کند و با انگشت دست به آن ها اشاره می کند و می گوید: تقریبا بین هر 2 یا چند منزل مسکونی در برخی کوچه های این محل زمین خالصه هایی با متراژ کم وجود دارد که به محل تجمع زباله ها و حشرات موذی تبدیل شده است اما شهرداری اجازه ساخت و ساز در آن ها را نمی دهد و می گوید چون این زمین ها زراعی است، نمی شود در آن ها ساخت و ساز انجام داد.
وی می افزاید: این در حالی است که از یک سو مساحت این اراضی بسیار کم است و اصلاً به درد کشاورزی نمی خورد و صرفه اقتصادی ندارد و از سوی دیگر چگونه می شود بین 2 منزل مسکونی کشاورزی کرد؟ این موضوع باعث شده است تا هیچ کس در این زمین ها کشت نکند و وجود آن ها فقط به محلی  برای ریختن زباله ها و  وجود حشرات موذی تبدیل شده و البته به نازیبایی محل هم کمک بسیاری کرده است!
او به پلاک گذاری نشدن خانه های این محل هم اشاره و بیان می کند: این موضوع اهالی را در آدرس دادن به دیگران دچار مشکل می کند و بارها هم از متولیان خواسته ایم که اینجا را پلاک گذاری کنند اما مانند بسیاری از مشکلات محل، به این خواسته هم توجه نشده است.وی به زباله های مقابل منازل هم اشاره می کند و می افزاید: اگر یک گاری زباله در این خیابان وجود داشته باشد و اهالی بتوانند زباله ها را داخل  آن بریزند، هم جمع آوری آن ها برای شهرداری راحت تر می شود و هم این‌که از پراکندگی آن ها در کوچه ها جلوگیری می کند.«مجرد» هم در این رابطه و در حالی که به کیسه نایلونی پاره شده زباله ها اشاره می کند، می گوید: وقتی زباله ها در کوچه می مانند، گربه ها و سگ های ولگرد آن ها را پاره و زباله ها را در کوچه پخش می کنند که باعث آلودگی محیط و جمع شدن حشرات می شود.برخوردار نبودن این محله از اصناف هم موضوع دیگری است که «مجرد» در مورد آن سخن می گوید و بیان می کند: در اینجا فقط 2 مغازه کوچک وجود دارد که خیلی چیزها را هم ندارد و برای تهیه کوچکترین چیزی باید کلی راه را طی کنیم.
حاج «بختیار» که بعد از دعوت مان به صرف چای تا کنار خودرو بدرقه مان می کند، همچنان از نبودها و کمبودهای این محل می گوید. از وضعیت نامناسب آسفالت کوچه ها و خیابان ها و متصل نبودن به شبکه فاضلاب شهری.بوی دام و دامداری که هرچه به سمت کوچه های انتهایی محل پیش می رویم بیشتر احساس می شود و آزار دهنده است، از وجود دامداری در این محل حکایت دارد و وقتی در این رابطه از اهالی می پرسیم، منکر آن می شوند دلیلش را نمی دانم شاید نمی خواهند چیزی بگویند تا دام های شان جمع نشود و از نان خوردن نیفتند.
سهم این 200 خانوار چقدر است؟
محله طاهرغلام را با بیش از 200 خانوار جمعیت در مرکز استان که از حداقل امکانات و خدمات شهری، آموزشی و بهداشتی نیز محروم هستند با این سوال بی پاسخ که سهم اهالی این محل از امکانات شهری چقدر است، همراه با عکاس به سمت دفتر روزنامه ترک می کنیم.
نویسنده : اکرم اسعدی/روزنامه خراسان شمالی
 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: